مرتضى مطهرى
506
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يك شىء وجود پيدا كرده و همين وجود تكرار شود و اعاده شود . اين وجود يا تكرار شده است يا نشده است ، يا اعاده شده است يا نشده است . اگر مىگوييد اعاده نشده است ، پس اعادهء معدوم نشده است و اگر مىگوييد اعاده شده است همين قدر كه مىگوييد « اعاده » يعنى « تكرار وجود » و همين قدر كه مىگوييد « تكرار وجود » ، در واقع يعنى « تكرار ايجاد » . وقتى كه مىگوييد « تكرار وجود » و « تكرار ايجاد » پس دو وجود است و الّا اگر وجود عين همان وجودى باشد كه در همان زمان و مكان تحقق پيدا كرده است و در وجود هيچ تكرارى نباشد پس اعاده هم نيست ، پس چرا مىگوييد « اعاده » ؟ وحدت « وجود » با « ايجاد » در اينجا به ذكر مطلبى خارج از متن منظومه مىپردازيم كه براى درك بيشتر مطلب مفيد است اگر چه آن را ديگر ذكر نكردهاند و آن مسألهء وحدت ايجاد است با وجود ، و اينكه ايجاد و وجود يك چيز است نه دو چيز ، كثرتش كثرت انتزاعى و ذهنى است ؛ اين ذهن است كه دو مفهوم خلق مىكند يكى به نام « ايجاد » و يكى به نام « وجود » ولى يك چيز است كه به اعتبارى ايجاد است و به اعتبارى وجود . اين مسأله در بسيارى از مباحث مسألهء مفيدى است ، از جمله در باب جعل كه در آينده خواهيم گفت ؛ در اينجا هم همين طور . اين مسأله را ما به اين شكل تحليل مىكنيم كه « عليت » به طور كلى يعنى وجود دادن يا ايجاد كردن . « ايجاد كردن » يعنى وجود دادن به چيزى ، موجود كردن چيزى ، اعطاء وجود به چيزى . ما اين مفهوم را اول در آن موارد اوّلى و عرفى كه اين مفهوم به كار مىرود تحليل مىكنيم بعد مىرويم در باب « وجود » تا ببينيم چه از آب در مىآيد . مىگوييم « وجود دادن » ؛ آنچنانكه مىگوييم « پول دادن » ؛ آنچنانكه مىگوييم « نان دادن » يا « آب دادن » . ولى در اين جور موارد وقتى كه مثلا مىگوييم زيد به عمرو پول داد ، در اينجا مىبينيم واقعا يك كثرت عينى و واقعى وجود دارد . يك عامل وجود دارد به نام معطى ( دهنده ) و يك عامل وجود دارد به نام « معطى اليه » ( گيرنده ) كه عمرو باشد و يك عامل ديگرى وجود دارد به نام « معطى » كه خود پول باشد و يك عمل وجود دارد به نام « اعطاء » كه معطى دست مىبرد به جيبش و پول